( 4.4 1341 )

۱- وجود فاطمه از نور خدا

در كتاب معانى الاءخبار به سند معتبر از امام صادق (عليه السلام) روايت كرده است : حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: حق تعالى خلق كرد نور فاطمه را پيش از آن كه بيافريند آسمانها و زمين را.
بعضى از مردم گفتند: يا رسول الله ! مگر او داخل انس نيست ؟
حضرت فرمود: فاطمه در باطن حوريه است و به ظاهر انسيه است .
گفتند: يا رسول الله ! حقيقت اين سخن را از براى ما بيان فرما.
حضرت فرمود: حق تعالى ، فاطمه را از نور خود آفريد، پيش از آن كه آدم را خلق كند، در هنگامى كه ارواح خلايق را آفريد. چون حق تعالى آدم را خلق كرد، نور فاطمه را بر آدم عرض كرد.
صحابه گفتند: يا رسول الله ! پيش از آفريدن آدم ، نور فاطمه در كجا بود؟
فرمود: در حقه اى بود در زير ساق عرش .
گفتند: يا رسول الله ! خوراك او چه بود؟
گفتند: طعام او تسبيح و تهليل و تحميد حق تعالى بود. چون حق تعالى آدم (عليه السلام) را خلق كرد و مرا از صلب او بيرون آورد و خواست كه فاطمه را از صلب من بيرون آورد، نور فاطمه را سيبى گردانيد در بهشت ، و جبرئيل (عليه السلام) آن سيب را براى من آورد و گفت : السلام عليك و رحمة الله و بركاته يا محمد! گفتم : و عليك السلام و رحمة الله اى حبيب من جبرئيل ! پس جبرئيل گفت : اى محمد! پروردگار تو سلام مى رساند تو را. من گفتم : از اوست سلامتى ها، و به سوى او بر مى گردد سلامها و تحيتها. پس جبرئيل گفت : اى محمد! اين سيبى است كه حق تعالى به هديه فرستاده است به سوى تو از بهشت ، پس من آن سيب را گرفتم به سينه خود چسبانيدم ، جبرئيل گفت : اى محمد خداوند جليل مى فرمايد: اين سيب را بخور. چون سيب را پاره كردم نورى از آن ساطع گرديد كه من از آن ترسان شدم . جبرئيل گفت : چرا تناول نمى كنى ؟ بخور و مترس ! به درستى كه اين نور كسى است كه نام او در آسمان ((منصوره )) است ، و در زمين ((فاطمه )) است ، گفتم : اى حبيب من ، جبرئيل ! چرا در آسمان او را ((منصوره )) گويند و در زمين ((فاطمه ))؟ جبرئيل گفت : او را در زمين ((فاطمه )) مى گويند، از براى آن كه قطع كرده است شيعيان خود را از آتش جهنم ، و دشمنان خود را از محبت خود بريده است ؛ و در آسمان او را ((منصوره )) مى نامند، براى آن كه محبان خود را نصرت و يارى مى كند؛ چنان كه حق تعالى مى فرمايد: يومئذ يفرح المؤمنون # بنصر الله ينصر من يشاء 1

۲-تكلم در رحم مادر

ابن بابويه به سند معتبر از مفضل بن عمر روايت كرده است كه گفت : از امام صادق (عليه السلام) سؤ ال كردم كه چگونه بود و ولادت فاطمه (سلام الله عليها)؟
حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمود: چون خديجه (سلام الله عليها) اختيار مزاوجت حضرت رسالت (صلى الله عليه و آله و سلم ) نمود، زنان مكه از عداوتى كه به آن حضرت داشتند، از او هجرت نمودند و بر او سلام نمى كردند و نمى گذاشتند كه زنى به نزد او برود. پس خديجه را به اين سبب وحشتى عظيم عارض شد، وليكن عمده غم و جزع خديجه براى حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود كه مبادا از شدت عداوت ايشان آسيبى به آن حضرت برسد. چون به فاطمه (سلام الله عليها) حامله شد، فاطمه در شكم با او سخن مى گفت و مونس او بود و او را صبر مى فرمود.
خديجه (سلام الله عليها) اين حالت را از حضرت رسالت (صلى الله عليه و آله و سلم ) پنهان مى داشت . پس روزى حضرت داخل شد، شنيد كه خديجه با شخصى سخن مى گويد و كسى را نزد او نديد، فرمود: اى خديجه ! با كه سخن مى گويى ؟
خديجه گفت : فرزندى كه در شكم من است با من سخن مى گويد و مونس ‍ من است .
حضرت رسالت (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اينك جبرئيل مرا خبر مى دهد كه اين فرزند دختر است ، او و نسل او طاهر با ميمنت با بركت است ، و حق تعالى نسل مرا از او به وجود خواهد آورد، و از نسل او امامان و پيشوايان دين به هم خواهند رسيد، حق تعالى بعد از انقضاى وحى ايشان را خليفه هاى خود خواهد گردانيد در زمين  2

۳- تولد حضرت زهرا(سلام الله عليها)

... و پيوسته خديجه در اين حالت بود تا آن كه ولادت جناب فاطمه (سلام الله عليها) نزديك شد. چون درد زاييدن را در خود احساس كرد، به سوى زنان قريش و فرزندان هاشم كس فرستاد كه نزد او حاضر شوند. ايشان در جواب او فرستادند كه : فرمان ما نبردى و قبول قول ما نكردى و زن يتيم ابوطالب شدى كه فقير است و مالى ندارد، و ما به اين سبب به خانه تو نمى آييم و متوجه امور تو نمى شويم .
خديجه چون پيغام ايشان را شنيد بسيار اندوهناك گرديد. در اين حالت ناگاه ديد كه چهار زن گندمگون بلند بالا نزد او حاضر شده و به زنان بنى هاشم شبيه بودند. خديجه از ديدن ايشان بترسيد، پس يكى از ايشان گفت : مترس اى خديجه ! كه ما رسولان پروردگاريم به سوى تو، و ما ظهيران توييم ، منم ساره زوجه ابراهيم خليل ، و دوم آسيه دختر مزاحم است كه رفيق تو و زن شوهر تو خواهد بود در بهشت ، و سوم مريم دختر عمران است ، و چهارم كلثوم خواهر موسى بن عمران است ، حق تعالى ما را فرستاده است كه در وقت ولادت نزد تو باشيم ، و تو را بر اين حالت معاونت نماييم . پس يكى از ايشان در جانب راست خديجه نشست ، و ديگرى در جانب چپ و سوم در پيش رو و چهارم در پشت سر.
پس فاطمه (سلام الله عليها) پاك و پاكيزه فرود آمد، و چون به زمين رسيد، نور او ساطع گرديد، به مرتبه اى كه خانه هاى مكه را روشن گردانيد و در مشرق و مغرب زمين موضعى نماند، مگر آن كه از آن نور روشن شد و ده نفر از حوارالعين به آن خانه در آمدند، و هر يك ابريقى و تشتى از بهشت در دست داشتند، و ابريقهاى ايشان مملو بود از آب كوثر. پس آن زنى كه در پيش روى خديجه نشسته بود، جناب فاطمه (سلام الله عليها) را برداشت و به آب كوثر غسل داد و دو جامه سفيدى بيرون آورد كه از شير سفيدتر و از مشك و عنبر خوشبوى تر بود، و فاطمه را در يك جامه پيچيد، و جامه ديگر را مقنعه او گردانيد. پس او را به سخن درآورد. فاطمه گفت : اشهد ان لا اله الا الله ، و ان ابى رسول الله سيد الانبياء، و ان بعلى سيد الاوصياء، و ولدى سادة الاسباط؛ گواهى مى دهم به يگانگى خدا و به آن كه پدرم رسول خدا بهترين پيغمبران است ، و شوهرم بهترين اوصياى پيغمبران است ، و فرزندانم بهترين فرزند زاده هاى پيغمبرانند)).
پس بر هر يك از آنان سلام كرد و هر يك را به نام ايشان خواند، پس آن زنان شادى كردند، و حوريان بهشت خندان شدند، و يكديگر را بشارت دادند و اهل آسمانها يكديگر را بشارت دادند به ولادت آن سيده زنان عالميان ، در آسمان نور روشنى هويدا شد كه پيش تر چنان نورى نديده بودند. پس آن زنان مقدسه با خديجه خطاب كردند و گفتند: بگير اين دختر را، كه طاهر و مطهر است و پاكيزه و بابركت است ، حق تعالى بركت داده است او را و نسل او را.
پس خديجه او را گرفت . شاد و خوشحال پستان در دهانش گذاشت . پس ‍ فاطمه در روزى آن قدر نمو مى كرد كه اطفال ديگر در ماهى نمو كنند و در ماهى آن قدر نمو مى كرد كه اطفال ديگر در سال نمو كنند 3

۴-ظاهر شدن نور در آسمان

نوشته اند: وقتى فاطمه زهرا(سلام الله عليها) به دنيا آمد نورى در آسمانها پديدار شد كه فرشتگان قبل از آن چنين نورى را نديده بودند. همين كه فهميدند آن نور به بركت تولد صديقه طاهره ، فاطمه زهرا(سلام الله عليها) پديد آمده همه به همديگر ولادت آن بانوى معظمه را تبريك و تهنيت مى گفتند، و حوريان بهشتى هم به همديگر تبريك مى گفتند 4

۵-خلق فاطمه به صورت نور

حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: خداوند تبارك و تعالى فرموده است : اى محمد! من تو و على را به صورت نور آفريدم ، يعنى روح بدون بدن ، پيش از آن كه آسمانها و زمين و عرش و دريايم را بيافرينم ، وى پيوسته مرا تهليل و تمجيد مى گفت : بعد آن را به دو نيم تقسيم كردم و آن دو نيم را نيز به دو نيم كردم . چهار تا شد؛ يكى محمد است ، يكى على است و حسن و حسين دوتاى ديگر مى شوند. بعد خداوند فاطمه را از نورى كه آن را به صورت روح بدون بدن آفريده بود خلق كرد، سپس با دست خود بر ما كشيد و نورش را در بين ما پخش نمود 5

۶- نذر خديجه و اعلام دستور خدا

هنگامى كه خديجه (سلام الله عليها) به فاطمه (سلام الله عليها) باردار شد، مانند ((حنه )) مادر حضرت مريم (سلام الله عليها) چنين نذر كرد:
((خدايا! من از مادر مريم بهترم و محمد(صلى الله عليه و آله و سلم ) شوهر من از عمران شوهر مادر مريم برتر مى باشد، اين كودكى را كه در رحم دارم براى تو محرر كردم )) (يعنى : خالص و آزاد نمودم كه پس از رشد و بلوغ تا آخر عمر در خدمت مسجد و دين باشد و از زاهدان و عبادت كنندگان مسجد شود).
جبرئيل از طرف خدا نزد پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) آمد و عرض ‍ كرد: به خديجه (سلام الله عليها) بفرماييد، خداوند مى فرمايد:
لا اعتاق قبل الملك ، خلى بينى و بين صفيتى ، فانى املكها و هى ام الائمه و عتيقى من النار؛ آزاد كردن قبل از ملكيت روا نيست ، اين فرزند برگزيده ام را به من واگذار، او (فاطمه ) مملوكه من و مادر امامان (عليه السلام) است و من او را از آتش آزاد كرده ام  6

۷- فاطمه ، سبب خلقت آدم ابوالبشر

رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: هنگامى كه خداى تعالى حضرت آدم ابوالبشر را آفريد و از روح خود در او بدميد، آدم به جانب راست عرش نظر افكند، آن جا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و ركوع مشاهده كرد. عرض كرد: خدايا، قبل از آفريدن من ، كسى را از خاك خلق كرده اى ؟ خطاب آمد: نه ، نيافريدم . عرض كرد: پس اين پنج شبح كه آنها را در هيئت و صورت همانند خود مى بينم چه كسانى هستند؟ خداى تعالى فرمود: اين پنج تن از نسل تو هستند، اگر آنان نبودند تو را نمى آفريدم ، نامهاى آنان را از اسامى خود مشتق كرده ام (و من خود آنان را نامگذارى كرده ام )، اگر اين پنج تن نبودند، نه بهشت و دوزخ را مى آفريدم و نه عرش و كرسى را، نه آسمان و زمين را خلق مى كردم و نه فرشتگان و انس و جن را.
منم محمود و اين محمد است ، منم عالى و اين على است ، منم فاطر و اين فاطمه است ، منم احسان و اين حسن است ، و منم محسن و اين حسين است . به عزتم سوگند، هر بشرى اگر به مقدار ذره بسيار كوچكى كينه و دشمنى هر يك از آنان را در دل داشته باشد، او را در آتش دوزخ مى افكنم ... يا آدم ، اين پنج تن ، برگزيدگان من هستند و نجات و هلاك هر كس وابسته به حب و بغضى است كه نسبت به آنان دارد. يا آدم ، هر وقت از من حاجتى مى خواهى ، به آنان توسل كن .
ابوهريره مى گويد، پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در ادامه سخن فرمود: ما پنج تن كشتى نجاتيم ، هر كس با ما باشد نجات يابد، و هر كس ‍ كه از ما روگردان شود هلاك گردد. پس هر كس حاجتى از خدا مى خواهد به وسيله ما اهل بيت از حضرت حق تبارك مسئلت نمايد 7

۸-آفرينش على و پيامبر به سبب آفرينش فاطمه

در حديث جابر بن يزيد جعفى از جابر بن عبدالله انصارى از رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل شده است كه خداوند تبارك و تعالى فرمود:
يا احمد، لو لاك لما خلقت الا فلاك و لو لا على لما خلقتك و لو لا فاطمة لما خلقتكما؛ اى احمد! اگر تو نبودى افلاك و جهان را خلق نمى كردم ، و اگر على نبود، تو را نمى آفريدم ، و اگر فاطمه نبود تو و على را خلق نمى كردم 8

 

  1. سوره روم ، آيات 4 و 5. نقل از معانى الاءخبار، ص 396.
  2. تاريخ چهارده معصوم ، ص 159 و 160.
  3. امالى شيخ صدوق ، ص 475.
  4. مراسم عروسى و معجزات حضرت زهرا(سلام الله عليها)، ص ‍ 99.
  5. اصول كافى ، ج 1، ص 440.
  6. رياحين الشريعه ، ج 2،ص 255 و 256.
  7. فاطمه زهرا(سلام الله عليها)، ص 147 و 148.
  8. جلوه نور، ص 105.
Review Count : 0 Review

0/700
Change the CAPTCHA code