( 4.3 35 )

ریاحین ـ مقاله «نقش حضرت زهرا عليهاالسلام در دفاع از حريم ولايت» توسط  زهرا رضايى[1]، سهراب مروتى[2]، سهيلا همتى مامو[3] نوشته و درنشريه «معرفت 196 » انتشار يافته است. که خلاصه آن اکنون در اختيار خوانندگان قرار داده شده است.

   رويكرد حضرت زهرا عليهاالسلام، به‏ عنوان اولين حامى ومدافع ولايت بر حق الهى و آغازگر دفاع از حريم ولايت، تعيين‏ كننده محور ارزش‏هاى اجتماعى وسياسى در حركت تاريخى اسلام است. رويكرد ايشان در دفاع از حريم ولايت پس از رحلت پيامبر اكرم صلى‏الله‏ عليه‏ و‏آله تا زمان شهادتشان، از فرازهاى مهم تاريخ اسلام به‏ شمار مى‏رود.

    سؤال اصلى كه اين پژوهش درصدد پاسخ‏گويى به آن است، اين است: حضرت زهرا عليهاالسلام چه نقشىدر دفاع از حريم ولايت بر عهده داشتند؟

الف. دفاع جانانه از اميرالمؤمنين عليه‏ السلام در آغاز فتنه

حركت انقلابى حضرت زهرا عليهاالسلام و دفاع مقدس او ازصراط مستقيم الهى و ولايت رهبران بر حق اسلامى،از همان روزهاى اوليه رحلت رسول خدا صلى‏الله‏ عليه‏ و‏آله شروع شد؛ آن‏گاه كه پيامبر صلى‏الله‏ عليه‏ و‏آله دار فانى را وداع نمود ومسلمانان تارى به نام خلافت گرد خويش تنيدند و ازپذيرش رهبرى اميرالمؤمنين على عليه‏ السلام سر باز زدند«رهاورد شوراى سقيفه، اختلاف شديد مهاجر وانصار بود كه به پيروزى مهاجران و خلافت ابوبكرانجاميد» (رسولى محلاتى، 1379، ص 109).

تمام اين حوادث زمانى تحقق يافت كه اميرالمؤمنين عليه ‏السلام همراه چند تن از ياران به غسل و كفن پيامبر صلى‏الله‏ عليه‏ و‏آله مشغول بودند.

در اين موقعيت، تنها مشكل خليفه جديد اميرالمؤمنين على عليه‏ السلام بود. «... عمر به همراه جماعت ديگرى رهسپار خانه حضرت على عليه‏ السلام شدندو ريسمانى در گردن آن حضرت انداختند تا او را براىبيعت به مسجد بياورند و اين، آغاز فتنه‏ اى بزرگ بود؛اما با مقاوت شديد حضرت زهرا عليهاالسلام مواجه شدند.حضرت به ميان جمعيت آمد و دامن على عليه ‏السلام را محكم گرفت» (مجلسى، 1386، ص 330) و فرمود: «به خداقسم! نمى‏گذارم پسر عمويم را ظالمانه (براى بيعت)ببريد» (كلينى، 1403ق، ج 8، ص 238).

حضرت زهرا عليهاالسلام صدا به ضجه و شيون بلند كردتا شايد مردم از خواب غفلت بيدار شوند و ازاميرالمؤمنين عليه‏السلام دفاع كنند، اما استغاثه‏ ها و ناله‏ هاىحضرت زهرا عليهاالسلام نه‏ تنها در دل‏هاى آن سنگدلان اثرنكرد، بلكه با پشت شمشير به پهلويش زدند و باتازيانه بازويش را سياه كردند تا دست از دفاع بردارد(مجلسى، 1370، ج 82، ص 262). سرانجام،اميرالمؤمنين عليه‏ السلام را دستگير كردند و مظلومانه به مسجد بردند. حضرت زهرا عليهاالسلام كه مدافع حق وولايت على عليه‏ السلام بود و تا پاى جان آماده ايثار بود،هنگامى‏كه به خود آمد ديد، على عليه‏ السلام را به جانب مسجد برده‏‌اند و جاى درنگ نيست؛ جان على عليه‏ السلام در معرض خطر افتاده و بايد از او دفاع كند. ازاين‏رو،با تن خسته و پهلوى شكسته از خانه بيرون آمد و به اتفاق گروهى از زنان بنى‏‌هاشم روانه مسجد شد.چون ديد على عليه‏ السلام را بازداشت نموده‏ اند، با تن مجروح بلند شد و فرمود: «رها كنيد پسر عمويم را!قسم به آن خدايى كه محمد صلى‏الله‏ عليه‏ و‏آله را به حق برانگيخت،اگر از وى دست برنداريد سر خود را برهنه كرده وپيراهن رسول خدا را بر سر افكنده و در برابر خدافرياد برخواهم آورد و همه‏ تان را نفرين مى‏كنم به خدا،نه من از شتر صالح كم‏ ارج‏‌ترم و نه كودكانم از بچه اوكم‏‌قدرتر» (يعقوبى، 1379، ج 2، ص 126).

«آن‏گاه حضرت فاطمه عليهاالسلام همراه حسنين عليهم االسلام براى نفرين به سوى قبر رسول خدا صلى‏الله‏ عليه‏ و‏آله حركت كرد.على عليه‏ السلام به سلمان فرمود: سلمان! فاطمه را درياب؛گويى دو طرف مدينه را مى‏نگرم كه به لرزه افتاده.سوگند به خدا، اگر فاطمه نفرين و ناله سر دهد،ديگر مهلتى براى مردم مدينه باقى نمى‏ماند و زمين همه آنها را در كام خود فرو مى‏برد... سلمان عرض كرد: اى دخت پيامبر! امام على عليه‏ السلام مرا فرستاده كه به شما بگويم به خانه برگرديد و نفرين نكنيد. حضرت فرمود: اى سلمان! آنها قصد جان على عليه‏ السلام را دارند ومن در قتل على عليه‏ السلام نمى‏توانم صبر كنم. سلمان عرض كرد: امام على عليه‏ السلام مرا فرستاده به شما بگويم به خانه برگرديد و نفرين نكنيد. وقتى حضرت متوجه پيام امام خويش شد فرمود: حال كه امامم (دستور داده)برمى‏گردم و صبر مى‏كنم و سخن او را مى‏پذيرم و از اواطاعت مى‏كنم» (مجلسى، 1370، ج 28، ص 228).

 اين‏گونه دفاع در آغاز فتنه، زيباترين دفاع است كه با اطاعت صددرصد و محض امامش همراه است وتا آخرين لحظه دست از دفاع خود برنداشت تا امام سالم از دست مهاجمان آزاد شد و از بيعت رهايىيافت. «طبق نقل مسعودى، تا صديقه طاهره عليهاالسلام درقيد حيات بودند آنها نتوانستند از على عليه‏ السلام بيعت بگيرند. بنى‏ هاشم نيز پس از شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام بيعت كردند» .

ب. تبيين حقيقت ولايت

مهم‏ ترين و بزرگ‏ترين ستم بر حضرت على عليه‏ السلام غصب خلافت و مسائل پيرامون آن بود. در روزگارىكه ديگران به شدت بر اوضاع مسلط بودند و اجازه مخالفت به كسى نمى‏دادند، حضرت زهرا عليهاالسلام با تمام قدرت به دفاع از حق غصب‏ شده و پايمال‏ شده اميرالمؤمنين عليه‏ السلام برخاست، به‏ گونه‏ اى‏كه شب‏ها بر درِخانه مهاجر و انصار مى‏رفت و مى‏فرمود: «اى گروه مهاجر و انصار! خدا را يارى كنيد و دختر پيامبرتان رايارى نماييد. در آن روزى كه با رسول خدا صلى‏الله‏ عليه‏ و‏آله بيعت نموديد، بيعتتان چنين بود كه همچنان‏كه هر ناراحتىرا از خود و فرزندانتان بازمى‏داريد، از او و فرزندان او نيز بازداريد. اكنون كه به عهدى كه با رسولخدا صلى‏الله‏ عليه‏ و‏آله بستيد، وفا كنيد» (مفيد، 1409ق، ص 183).

حضرت زهرا در استمرار مبارزه كوتاهى نمى‏كرد و مردم رابه ياد غدير خم مى‏انداخت كه پيامبر صلى‏الله ‏عليه‏ و‏آله على عليه‏ السلام راجانشين خود معرفى كرده بود. در اين زمينه،زهرا عليهاالسلام خطاب به مردم مى‏فرمود: آيا سخن رسول خدا صلى‏الله‏ عليه‏ و‏آله را در غدير فراموش كرديد كه مى‏گفت: «من كنت مولاه فعلى مولاه»؟ و در برابر عذرتراشى‏ هاى رسواى آنان نيز مى‏فرمود: آيا پدرم پس از واقعه غدير كه على عليه‏ السلام را به امامت منصوب كرد، براىكسى عذرى باقى گذاشته است

حضرت زهرا عليهاالسلام در پاسخ محمودبن لبيد كه پرسيد: آيا رسول خدا درباره امامت على عليه‏ السلام سخن گفت؟ فرمود: «شنيدم كه پيامبر گرامى اسلام فرمود:على عليه‏ السلام بهترين كسى است كه او را جانشين خود درميان شما قرار مى‏دهم. على عليه‏ السلام امام و خليفه بعد از مناست و دو فرزندم (حسن و حسين) و نه نفر از فرزندان حسين عليه‏ السلام پيشوايان‏ وامامانى‏ پاك‏ ونيك‏ اند. اگر از آنهااطاعت كنيد شما را هدايت خواهند نمودواگر مخالفت ورزيد تا روز قيامت بلاى تفرقه و اختلاف در ميان شماحاكم خواهد شد» (طبرسى، 1381، ج 1، ص 248).

 حضرت زهرا عليهاالسلام درحالى‏كه اشك‏هايش جارىبود از غصب ولايت شكوه‏ هاى دردآلود مى‏كرد ومى‏فرمود: «اَللّهُمَ ِاليكَ نَشكُوفَقَد نَبِيكَ وَ رَسُولِكَ وَصَفيكَ وَ اِرتِدادَ اُمَتِه عَلينا وَ مَنعِهِم ايانا حَقنَا الَذىجَعلتَهُ لَنا فِى كِتابِكَ المُنزِل عَلى نَبيكَ المُرسِل»(مجلسى، 1370، ج 53، ص 19)؛ پروردگارا! به سوى تو شكايت مى‏كنم از اندوه از دست دادن پيامبر و فرستاده و برگزيده‏ ات و به تو شكايت مى‏كنم از ارتداد امت پيامبر و اينكه حق ما را از ما بازداشتند؛همان حق ولايت و رهبرى، را كه در قرآن كريم خودبر پيامبر اسلام نازل فرمودى.

     بنابراين، اين بانوى بزرگ به‏ صورت علنى و درجمع مردم و با حضور ديگران، صراحتا از زير پاگذاشتن حق اميرالمؤمنين عليه‏ السلام سخن به ميان آورد وحقيقت ولايت را براى مردم تبيين نمود و تا آخرين لحظه براى دفاع از على عليه‏ السلام پاى فشرد.

ج. بيان شاخص‏هاى شايستگى خلافت

نوع ديگر از دفاع آن حضرت از شخص اميرالمؤمنين على عليه‏السلام اين بود كه در موارد مختلف، سابقه طولانى و فضايل بى‏شمار او را گوشزد مى‏كرد. گفتنى استكه بيان فضايل يك فرد آن‏گاه مؤثر مى‏افتد كه خودگوينده به آن معتقد باشد. بسيارند كسانى كه فضايل على عليه‏ السلام را به زبان مى‏آورند، ولى در عمل و رفتارخود به آن اقرار و پايبندى ندارند. اما حضرت زهرا عليهاالسلام با تمام وجود معتقد به فضايل اميرالمؤمنين عليه‏ السلام بود. در ميان فضايل اميرالمؤمنين نيزحضرت زهرا عليهاالسلام از زبان پيامبر اكرم صلى‏الله‏ عليه‏ و‏آله نقل نموده كه فرمود: «على بهترين كسى است كه او را در ميان شماجانشين قرار مى‏دهم) (دشتى، 1377، ص 37).

حضرت زهرا عليهاالسلام در بخشى از خطبه معروف خود در مسجد مدينه درباره سابقه درخشان اميرالمؤمنين على عليه‏ السلام فرمود: «پس از بعثت رسولخدا صلى‏الله‏ عليه‏ و‏آله هرگاه مشركين آتش جنگ برافروختند، خداآن را خاموش كرد و هر گاه شيطان سر برداشت يامشركى از مشركين ندا داد يا يورش آورد، رسولخدا صلى‏الله‏ عليه‏ و‏آله برادرش على عليه‏ السلام را در كام سختى‏ها وشعله‏ ها مى‏انداخت و على عليه‏ السلام بر جاى ننشست تا برسر و مغز مخالفان كوبيد و با شمشير مشكلات وتهاجمات را از سر راه (اسلام) برداشت. على عليه‏ السلام رنج‏ها را براى خدا تحمل نمود و در تحقق امر الهى تلاش كرد. يار نزديك رسول خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله و بزرگ وسرور دستان خدا بود. (همواره) دامن همت به كمرزده، نصحيت گر تلاشگر و كوشا بوده، در راه خدا ازسرزنش سرزنش‏كننده‏ اى بيم به خود راه نداده،درحالى‏كه شما (مردم) در رفاه و آسايش زندگىآرميده بوديد» (حسينى زنجانى، 1380، ص 66).

د. افشاى فتنه ‏هاى معاندان

حضرت زهرا عليهاالسلام توجيه نادرست صحنه ‏گردانان سقيفه در مورد انتخاب خليفه را افشا كرده، عواقب زيانبار آن را بيان مى‏كند.

حضرت زهرا عليهاالسلام تعجب خود را از چنين سرعتى در ارتداد، اعلام مى‏كردند؛ ازجمله، در انتخاب خليفه و پشت پا زدن به دين، كه هنوز پيامبرشان دفن نشده بود، و نيز از آوردن بهانه‏ هاى بى‏ جا براى عمل خود، كه «نكند جريان نوپاى اسلام را به سمت وسوى ديگرى ببرد و دچار فتنه شويم، و مى‏خواهيم از فتنه جلوگيرى كنيم» و... . آن حضرت در بخشى ازدفاعيات و خطبه خود، هماهنگ با آيه شريفه قرآن،به يكى از مصاديق عذر اجتناب از فتنه و در عين حال، سقوط در فتنه اشاره فرمودند: «اِبتِدارا زَعَمتُم خَوفَ الفِتنَةِ، اَلا فِى الفِتنَهِ سَقَطُوا، و اِنَّ جَهَنَّم لَمُحيطَةبِالكافِرين» (صفايى حايرى، 1383، ص 55)؛به‏ خاطر جلوگيرى از فتنه، اين كار را انجام داديم؛درحالى‏كه همين كار، عين سقوط در فتنه است.مسلما جهنم به كافران احاطه دارد.

«بانوى اسلام اين فريادگر زمان، بر كسانى كه خلافت را در دست گرفتند فرياد مى‏زند كه: قرآن رارها نكنيد، و اوامر و نواهى آن روشن است ودستورهايى را كه براى مسئله خلافت بعد ازپيامبر صلى‏الله‏ عليه‏ و‏آله داده آشكار است. پيش‏ بينى لازم را براىبعد از رحلتش كرده و چيزى را در پرده ابهام باقى نگذارده. حضرت زهرا عليهاالسلام به آنها هشدار مى‏دهد كه اگر يادگار بزرگ پيامبر (قرآن) را رها كنيد و دست به دامن غير آن بزنيد و افكار ناتوان خود را بر تعليمات اسلام مقدم داريد و به بهانه مصلحت‏ انديشى‏ها ياجلوگيرى از فتنه، خود را حاكم بر قرآن بدانيد نه محكوم فرمان آن، زيان بزرگى دامان شما را خواهدگرفت» (مكارم شيرازى، 1384، ص 185).

     «از ديگر اقدامات روشنگرانه آن حضرت در بيان افشاى فتنه‏ هاى معاندين، افشاى ماهيت سياست‏ ستيزى با على عليه‏ السلام بود و صديقه طاهره عليهاالسلام معتقد بود: كسانى كه على عليه‏ السلام را از صحنه بيرون كرده‏ اند، از شدت عمل او در برابر مخالفان دين وقاطعيتش در مقابل دشمنان اسلام و افزون‏ طلبان بيم كرده‏ اند؛ آنان مى‏دانند على عليه‏ السلام در اجراى عدالت ذره‏ اى كوتاهى نخواهد كرد و در راه تحقق احكام الهى از مرگ نمى‏ هراسد؛ ازاين‏رو، او را كنار زدند تابه آسانى به اهداف شخصى و خواسته‏ هاىنفسانى‏شان دست يابند.

ه . اعتراض مؤثر به سكوت خواص

آن حضرت در مواردى مخالفت خود را بااعتراض و انتقاد و شِكوه به اثبات رساند «كه سخنان آن حضرت، فرياد دردآلودى بود در حمايت ازعلى عليه‏ السلام وصى و جانشين پيامبر اكرم صلى‏الله‏ عليه‏ و‏آله كه گروهى ازبازيگران، آيات قرآن و توصيه‏ هاى مؤكد رسول خدا صلى‏الله‏ عليه‏ و‏آله را درباره او نايده گرفته بودند و صاعقه مرگبارى بود كه بر سر دشمنان اسلام فرود آمد و آنهاراسخت‏ غافلگيركرد»(مكارم‏شيرازى،1384،ص142).

حضرت در بخشى ازخطبه معروف خود در مسجد مدينه به آنها خطاب فرمود: «اى گروه نقبا و مؤمنين! اى بازوان ملت! اىحافظان اسلام! اين ضعف و غفلت در مورد حق من واين سهل ‏انگارى از دادخواهى من چرا؟ آيا پدرم رسول خدا نفرموده بايد حرمت هر كس در موردفرزندان او حفظ شود؛ با چه سرعتى دچار اعمال ناپسند شديد! و چقدر زود آب از دهان بز لاغرريخت؟ (يعنى دچار غفلت شديد)» (قيومىاصفهانى، 1387، ص 234).

     نيز در نكوهش پيمان‏ شكنان و سستى و بى‏تفاوتىمردان فرمودند: «يا مَعاشِرَالمُسلِمينَ المُسرِعَة الى قيلِ الباطِلِ المُغضِية عَلَى الفِعلِ القَبيحِ الخاسِرِ اَفَلاتَتَدَبَّرُونَ القُرآنَ أم عَلى قُلُوبٍ اَقفالُها» (همان، ص244)؛ اى مسلمانان كه به سوى سخن باطل شتابانيد و اعمال زشت زيانكارانه را ناديده مى‏گيريد! آيا درقرآن تدبير نمى‏كنيد يا بر دل‏ها مهر زده شده است.

     حضرت زهرا عليهاالسلام در بخشى از سخنان خود درجمع زنان مهاجر و انصار كه براى عيادت او آمده بودند، در اعتراض به مردانشان فرمود: «چه زشت است كندى شمشيرها و سستى بازيچه بودن مردانتان»(طبرسى، 1381، ص 24) و ادامه داد: «واى بر آنان!چرا خلافت را از مركز رسالت و پايه‏ هاى نبوت وراهنما و مهبط وحى جبرئيل بيرون برند» (همان) وفرمود: «چه باعث شد كه (با على كينه ‏توزى كنند) ازابى‏الحسن انتقام گرفتند؟ آرى، به خدا انتقام گرفتند به خاطر سوزش‏ تيغ‏ او (و پايدارى او) (همان).

حضرت زهرا عليهاالسلام عمل اصحاب را پس از پيامبرخدا صلى‏الله ‏عليه‏ و‏آله نخستين عملى مى‏داند كه بدون اساس الهىاست و كوچك‏ترين انگيزه الهى ندارد.

و. گريه بر مظلوميت اميرالمؤمنين على عليه‏ السلام

از روزى كه خلافت اميرالمؤمنين على عليه‏ السلام غصب گرديد، مبارزه‏ اى فكرى و فرهنگى و غيرظاهرى درشيوه فعاليت فاطمه عليهاالسلام قرار گرفت كه گاه اعتراض خود را با گريه‏ هاى هدفمند در جهت مبارزاتش عليه حاكم وقت به گوش همگان مى‏رساند.

     ناله‏ هاى حضرت در مدينه منتشر مى‏شد،به ‏گونه‏ اى كه هركس او را مى‏ديد اين سؤال برايش پيش مى‏آمد كه چرا اينقدر گريه مى‏كند؟ و همين گريه‏ ها بود كه گاهى افراد را نادم و پشيمان مى‏كرد واحساسات آنها را به هيجان مى‏آورد. با اعتراضاتى كه عليه او صورت گرفت، مانع گريه آن حضرت شدند.«لذا حضرت على عليه‏ السلام براى آسايش فاطمه عليهاالسلام سايبانى در بقيع بنا كرد و حضرت براى گريه كردن روزها به بيرون مدينه رفته و در آنجا ناله سر مى‏دادكه بعدها به بيت‏ الاحزان ناميده شد» (مجلسى،1370، ج 43، ص 174).

     البته گريه‏ هاى حضرت زهرا عليهاالسلام علل و عوامل متعددى داشت. مهم‏ترين چيزى كه روح حساس وغيور بانوى بزرگ اسلام را ناراحت مى‏ساخت اين بود كه مى‏ديد اسلام از مسير واقعى منحرف شده وبا خانه‏ نشين شدن اميرالمؤمنين عليه‏ السلام و روى كار آمدن منافقان، انحراف در رهبرى اسلام و مسلمانان پيداشده و زحمات بى‏امان و شبانه‏ روزى پيغمبراسلام صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله در طول بيست و سه سال پرتلاش همه ازبين مى‏رفت و از اسلام جز صورت و نامى بيش نمى‏ماند و به دنبال اين انحراف صدها و هزاران انحراف غيرقابل جبران ديگرى پيش مى‏آمد ـچنان‏كه پيش آمد ـ و اين مصيبتى بود كه نه‏ تنها براىفاطمه عليهاالسلام، بلكه براى هيچ مسلمان مسئولى قاب لتحمل نبود، گريه و اشك‏ها نشانه شعور و بيدارى ازوقوع فاجعه‏ اى بزرگ در فرهنگ بشريت است.

   

     و به خاطر همين مظلوميت‏ ها بود كه گاه آه دردآلودى از عمق جان حضرت زهرا عليهاالسلام برمى‏آمد وگريه مى‏كرد و مى‏فرمود: «كيست ياور براى على، آن يارى‏كننده كيست؟» (مجلسى، 1370،ج3،ص 253).

گريه‏ هاى حضرت زهرا عليهاالسلام بر مظلوميت على عليه‏ السلام حتى تا آخرين ساعات حيات او ادامه داشت، آن‏گاه كه وفات فاطمه عليهاالسلام نزديك شد، به شدت گريست وچون امام على عليه‏ السلام از علت گريه او سؤال كرد، فرمود:«ابكى لما تلقى بعدى»؛ بر مصيبت‏هايى كه پس از من بر تو خواهد باريد گريه مى‏كنم» (همان، ص 53).

ز. بيان واقعيت در وصيت‏نامه سياسى، تاريخى

حضرت زهرا عليهاالسلام آن‏قدر در هدف خويش پايدار بودكه نه‏ تنها تا آخرين ساعات زندگى مبارزه را تعقيب كرد، بلكه دامن مبارزه را تا قيامت توسعه داد ومبارزاتش را با وصيتش حتى بعد از مرگ نيز ادامه داد. ازاين‏رو، دربخشى از وصيت‏نامه آن حضرت آمده است كه فرمود: «امتى كه عهد و پيمان خدا و پدرم رسول خدا صلى‏الله ‏عليه‏ و‏آله را درباره (ولايت) اميرالمؤمنين على عليه ‏السلام شكستند و نسبت به حق من ظلم كردند، بر پيكر من نماز نگزارند و... آنهايى كه نسبت به خدا و رسولش تذكر و هشدار مى‏دادم كه در مورد ما (اهل‏بيت) ظلم روا مداريد و حق مسلمى را كه خدا براى ما قرار داده است غصب نكنيد، در تاريكى شب جواب مساعد مى‏دادند (كه شما را يارى مى‏كنيم)، و در روز روشن دست از يارى ما برمى‏داشتند، حق ندارند بر من نمازگزارند (دشتى، 1377، ص 300).

     و در ادامه مى‏فرمايد: «مرا شب دفن كن؛ آنه نگام كه چشم‏ها آرام گرفته و ديده‏ ها به خواب رفته باشند» (همان، ص 330). اين وصيت سياسى وتاريخى، ضربه سهمگينى بر پيكر دشمنان ولايت وارد ساخت، ضربه‏ اى كه تا قيام قيامت استمرارخواهد داشت و سندى زنده و ماندگار بر محكوميت حكومت خلفا و غيرعادلانه بودن آن از منظر زهراىمرضيه عليهاالسلام به‏ شمار مى‏آيد.

[1] كارشناس ارشد علوم قرآن و حديث دانشگاه ايلام.zahrarezay72@yahoo.com

[2] دانشيار دانشگاه ايلام.sohrab_morovati@yahoo.com

[3] كارشناس ارشد علوم قرآن و حديث دانشگاه ايلام.

Review Count : 0 Review

0/700
Change the CAPTCHA code