( 0. امتیاز از 0 )

ریاحین:

امروزه سبک های زندگی غربی که توسط امپراتوری رسانه ای به مردم دنیا القا می شود بشر را به سوی قهقرایی سوق می دهد که مظاهر آن در بیماری های روحی و روانی گرفته تا ناهنجاری های اجتماعی به خوبی قابل مشاده است . این سبک زندگی الگوهایی را به جوانان ما با همان ابزار رسانه معرفی می کند که نه تنها باعث ارتقا روش و سبک زندگی نیستند بلکه اساسا خود این الگو ها یا در نهایت خودکشی کرده اند و یا سراسر زندگی آنان مملو از مشکلات و ناهنجاری است. بنابراین ضرورت معرفی الگو های مناسب یکی از مهم ترین نکاتی است که در برهه کنونی برای هدایت صحیح باید مد نظر قرار داد.

یکی از شخصیت هایی که می تواند الگوی مناسبی برای مردم جامعه ما باشد ،‌حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) است. کسی که امام زمان (عج) او را الگوی خود معرفی می کند . ایام شهادت این بانوی بزرگ دو سرا فرصت مغتنمی است که گوشه هایی از حیات فردی ،‌اجتماعی و حتی سیاسی ایشان بازگو شود.

گرچه در دوران کودکی و نوجوانی حضرت زهرا(س) هنوز نگاه به زن نگاهی منفی، و عرصه ای برای تجلی توانمندیهای مثبت و مفید زنان کارآمد وجود نداشت.اما تعالیم عالیه اسلام و آموزه های علمی و عملی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نسبت به شخصیت دادن به زن توانست زمینه ساز رشد و شکوفایی شخصیت زن شود. بانوی بزرگوار اسلام که در چنین مکتبی پرورش یافته است و خود نیز از علم و آگاهی و معرفت بالایی برخوردار است، توانست در عمر کوتاه خود، در عرصه های مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی در کنار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام درخشش نماید و منشأ خیر و برکت برای تمام بشریت باشد.

 

سیره سیاسی

حضرت زهرا (س) در حالی که در تربیت فرزندان و خانه داری نمونه کاملی است اما به موقع نیاز حضور در صحنه سیاسی و اجتماعی را دارد و حمایت از پیامبر گرامی اسلام (ص) و همچنین ولایت مولا علی (ع) خود گواه روشنی در فعالیت های سیاسی و اجتماعی حضرت زهرا(س) است.

در اوایل بعثت، حفظ جان پیامبر صلی الله علیه و آله و دفاع و حمایت از آن حضرت از مهم ترین رسالتهای جامعه نو پای اسلام و وظیفه خطیر کسانی بود که علیرغم مشکلات و تنگناهای موجود به حقانیت پیامبر و آیین او ایمان آورده بودند. تعداد انگشت شماری نیز با استفاده از موقعیت اجتماعی، سیاسی و تواناییهای دیگر خود، بیشتر به این امر می پرداختند که از جمله آنها حضرت زهرا علیهاالسلام بود. بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز با پیش آمدن حوادث ناگوار، این رسالت ابعاد دیگری به خود گرفت و از جمله آنها، حمایت و دفاع از امامت و جانشینی به حق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود. تنی چند از مسلمانان راستین و بیشتر از همه آنها بانوی عالی مقام جهان اسلام بود که در انجام این رسالت نهایت تلاش را نمود.

 

دفاع و حمایت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

رسول خدا از هنگامی که به رسالت مبعوث شدند تا زمانیکه به مدینه هجرت کردند، در مکه مورد اذیت و آزارهای فراوانی قرار گرفتند. بزرگان قریش و حتی عموهای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله علاوه بر تشویق و تحریک مردم و حتی کودکان به اذیت و آزار پیامبر، خود نیز به طور مستقیم از هیچ تلاشی در این کار دریغ نداشتند. گاهی خاک بر سر پیامبر می ریختند و زمانی سنگ بارانش می کردند و یا در کنار کعبه و هنگام نماز، شکنبه حیوانات بر سر و پشت حضرت می گذاشتند. در این دوران مردانی مانند حمزه سیدالشهداء به دفاع از پیامبر بر می خاستند؛ اما تاریخ نام بانویی بزرگوار که در آن وقت بین 5 تا 8 سال بیشتر نداشته است را نیز در کنار مدافعان پیامبر ضبط و ثبت کرده است،(1) او علاوه بر اینکه در منزل و خصوصا بعد از رحلت مادر بزرگوارش خدیجه پرستاری پدر را نیز بر عهده داشت، بیرون از منزل نیز همیشه مراقب پدر بود.

ابوبکر بیهقی می نویسد: روایت شده است که مشرکان قریش در حجر اسماعیل گردآمده بودند و می گفتند: چون محمد صلی الله علیه و آله عبور کند، هر یک از ما به او ضربه ای خواهیم زد و چون فاطمه این را شنید پیش مادر رفت و سپس این مطلب را به اطلاع پیامبر رساند... .(2) و به حمایت و دفاع از پیامبر عزیز می پرداخت.

عبداللّه بن مسعود می گوید: با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در کنار کعبه بودیم، حضرت د رسایه خانه خدا مشغول نماز بود، گروهی از قریش و از جمله ابوجهل در گوشه ای از مکه چند شتر نحر کرده بودند، شکنبه آنها را آوردند و بر پشت پیامبر گذاشتند، فاطمه علیهاالسلام آمد و آنها را از پشت پدرش برداشت.(3)

 

دفاع و حمایت از امام علی علیه السلام

حضرت زهرا علیهاالسلام مقام و موقعیت و جایگاه امام علی علیه السلام را خوب شناخته بود و از تواناییهای ذاتی و خدادادی و شایستگیهای ایشان نیز مطلع بود.(4) دیدگاههای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را نسبت به امام به صورت مرتب شنیده بود و بدان ایمان و اعتقادی راسخ داشت و صلاح و مصلحت جامعه نوپای اسلام را در رهبری و امامت امام علی علیه السلام می دانست(5) و جایگزین دیگری را با وجود ایشان برای این مقام و منصب جایز نمی دید. از اینرو برای اثبات و تحقق آن از هیچ تلاشی دریغ نکرد و تا آخرین لحظه دست از حمایت و دفاع از امام علیه السلام و مقام امامت بر نداشت.

 

 

اهتمام به امور سياسى‏ و نظامي

حيات فاطمه (س) چه در مكه و چه در مدينه سرشار از وقايع و رخدادهاى مهم فرهنگى، اجتماعى، سياسى و نظامى بود. او زندگى سياسى را از همان دوران خردسالى و در كنار پدر بزرگوار خويش آغاز كرد و در همه جبهه‏ هاى رويارويى رسول خدا(ص) با طاغوت‌هاى‏ زمان خويش، همراه و پشتيبان آن حضرت بود. زمانى هم كه به مدينه هجرت و با اميرالمومنين(ع) ازدواج نمود، يار و ياور او در همه مراحل بود. در طول نه سال زندگى مشترك فاطمه و على- عليهما السلام- بيش از شصت برخورد نظامى بين پيامبر(ص) و مخالفان رخ داد كه على(ع) در بسيارى از آنها حضور داشت. حضرت زهرا(س) در اين مدت، ضمن ايفاى مسئوليت سنگين خانه‌دارى و فرزنددارى، در مواقع لازم با حضور در ميدان‌هاى نبرد به يارى رزمندگان اسلام مى‏ شتافت و كارهاى خدماتى و امدادى انجام مى داد، به عنوان نمونه:

در ميدان جنگ احد حضور يافت و به مداواى زخم‌هاى پدر پرداخت كه به شدت مجروح شده بود. على(ع) با سپر آب مى‏آورد و فاطمه(س) زخم‌هاى رسول اللَّه را مى ‏شست. خون بند نمى ‏آمد. فاطمه(س) قطعه حصيرى را آتش زد و خاكستر آن را بر زخم نهاد و آن را بست. سپس شمشيرهاى پيامبر(ص) و على(ع) را شست.(6) در اين نبرد، فاطمه(س) همراه صفيّه خواهر حمزه سيدالشهداء، كنار پيكر مثله شده اين فرمانده دلاور نشست و گريست. پيامبر(ص) هم با گريه آنان گريست. آن گاه رسول خدا(ص) به آنان مژده داد كه حمزه در آسمان‌هاى هفت‌گانه، شير خدا و شير رسول خدا خوانده مى‏شود.(7)

فاطمه(س) در فتح مكه نيز حضور داشت و به پدر و همسرش كمك مى ‏كرد. در جريان بيعت زنان مشرك با پيامبر(ص) نيز حاضر بود.(8)پس از رحلت پيامبر(ص) و پيدايى رخدادهاى جديد در جامعه اسلامى، فصلى جديد از زندگى سياسى فاطمه(س) آغاز شد؛ فصلى كه با مراحل پيشين بسيار متفاوت بود و دختر پيامبر(ص) را با همه توان به ميدان سياست كشانيد.

حضرت زهرا(س) در اين فضاى مسموم و پر از آتش و خون و فتنه، علاوه بر اين كه دختر پيامبر(ص) و همسر على(ع) است، در چهره يك زن مسلمان مسئول در برابر رخدادهاى جامعه اسلامى، وارد ميدان سياست شد و با اتخاذ بهترين و مؤثرترين راه‌ها و شيوه‏هاى مبارزاتى به ايفاى رسالت الهى خويش پرداخت.

 

آگاهى‌بخشى و هشدار پس از رحلت پيامبر

پس از رحلت رسول خدا و بروز اختلافي كه به خاطر جانشيني آن حضرت به وجود آمد؛ حضرت زهرا(س) مداخله نمود؛ چرا كه ايشان براي مومنين حجت بوده و رسول خدا او را ملاك حق و باطل معرفى كرده و رضايت فاطمه را رضايت خدا و خشم او را خشم خدا دانسته است و او در هر جبهه‏ اى قرار بگيرد حقانيت آن را ثابت مى ‏كند و ناخشنودى وى از جناحى ديگر، بيانگر بطلان آن جناح است. از اين رو، ايشان لازم ديد موضع خود را در قبال رخدادهاى جديد روشن كند تا حق از باطل شناخته و حجت بر مردم تمام شود.

رسالتى كه فاطمه(س) در اين مقطع از تاريخ ايفا كرد، از كسى جز او حتى اميرمؤمنان(ع) ساخته نبود؛ زيرا على(ع) در رأس جبهه حق قرار داشت و خود مدعى جانشينى پيامبر(ص) بود و مدعى نمى ‏تواند شاهد باشد. علاوه بر آن كه سوابق درخشان و مواضع قاطعانه على(ع) در ريشه كن كردن كفر و ستيز با كافران و مستكبران، كينه‏اى ديرينه از وى بر دل‌هاى بازماندگان و وارثان انديشه آنان نهاده بود كه زدودن آن كار آسانى نبود. روى اين جهات پرچمدار مبارزه با توطئه‏ گران بايد فردى باشد كه در عين محور بودن وجود او براى حق و باطل، بر روى هيچ كس شمشير نكشيده و با هيچ فرد از در ستيز در نياويخته باشد و در عين حال محبوب‏ترين و نزديك‏ترين فرد به پيامبر(ص) باشد و چنين شخصى‏ جز حضرت فاطمه (س) نبود.(9)

 

تلاش براي بيدار كردن خواص

حضرت زهرا(س) در گام عملى ديگر به سراغ خواص از مهاجر و انصار رفت و با سخنان هشدار دهنده و يادآورى رخدادها و خاطرات دوران حيات رسول خدا (ص) سعى كرد وجدان‌هاى خفته آنان را بيدار كند. ايشان همراه حضرت على (ع) و فرزندانش امام حسن و امام حسين- عليهما السلام- شبانه به منازل و مجالس انصار و مهاجران مى ‏رفت و آنان را به مبارزه با باطل و جانبدارى از جبهه حق دعوت مى‏ كرد و مى ‏فرمود:

«اى مهاجران و انصار! خدا را يارى كنيد. من دختر پيامبر شما هستم و شما با رسول خدا (ص) بيعت كرديد كه از او و فرزندانش در برابر يورش دشمنان دفاع كنيد، همان گونه كه از خود و فرزندان خود دفاع مى‏كنيد. پس بر سر پيمان با رسول خدا(ص) استوار بمانيد.»(10)

 

ايراد خطبه‌اي تاريخي

حضرت زهرا در ضمن خطبه مفصلي كه با مباحثي از خداشناسي شروع مي‌شود و درباره رسالت پيامبر مطالبي را بيان مي‌فرمايد و وضعيت آن مردم را در دوران پيش از بعثت يادآور مي‌شود و درباره نقش نجات بخش اسلام در زندگي آنان تذكر مي‌دهد و به اين جا مي‌رسد كه پس از رحلت پيامبر در حالي كه بدن مطهر آن حضرت بر روي زمين بود و چيزي از پيماني كه (با رسول و جانشين او) بسته بوديد، نمي‌گذشت، شما (حق جانشينش را غصب كرديد) با اين بهانه كه از فتنه مي‌ترسيم اما بدانيد كه شما خود در فتنه سقوط كرده‌ايد.(11)

حضرت زهرا(س) در خطابه حماسى خود افق‌هاى بسيارى را گشود؛ از حمد و ثناى الهى گرفته تا نقش رسالت در تحول تاريخى عرب و حكمت دستورهاى اسلامى؛ اما با ژرف نگرى در اين خطبه مى‏ توان دريافت كه همه موضوعات مطرح شده در مسير باز نمودن جايگاه ولايت و امامت در نظام اسلامى و تعيين و معرفى مصداق آن، چينش و سامان يافته است.

مى ‏توان گفت مهم‏ترين هدفى كه در خطبه حضرت دنبال مى ‏شود، فهماندن اين حقيقت به همگان است كه تنها راه ثمربخشى و سامان‌پذيرى شريعت و يگانه محور وحدت، پذيرش ولايت اهل بيت- عليهم السلام- و سر سپردگى عملى به آن است.

حضرت زهرا(س) در اين بخش نورانى، آئين اسلام را به مجموعه‏اى متشكل از اعضا و ارگان‌هاى متعدد تشبيه كرده كه ثمر بخشى آن در درجه نخست نيازمند يك نظام فرماندهى است كه ميان همه زير مجموعه‏ ها تعادل و توازنى نتيجه بخش برقرار سازد و در درجه دوم، وابسته به انسجام زير مجموعه‏ ها با يكديگر و هماهنگى كامل آنها با خواسته‏ هاى فرماندهى است.

از منظر ايشان جامعه آن گاه از ناهماهنگى و نابسامانى مى ‏رهد كه افراد آن يك نظام لايق و كارآمد را براى ساماندهى امور خويش برگزينند و جملگى با اتحاد و هماهنگى كامل به اجراى فرمان‌ها و خواست‌هاى رهبرى آن همت گمارند تا از اين رهگذر افراد جامعه به سعادت دنيا و آخرت نايل آيند. حضرت زهرا(س) در ادامه طرح ساماندهى مكتب و جلوگيرى از تفرقه و اختلاف، در ديدار زنان مهاجر و انصار كه به عيادت او آمده بودند، به معرفى مصداق الهى آن پرداخت و فرمود:

به خدا سوگند [اگر رهبرى على (ع) را مى‏پذيرفتند] هرگاه از زمام امرى كه رسول خدا (ص) به على (ع) سپرده بود، دست بر مى داشتند، آن حضرت مهار شتر خلافت را در دست مى‏ گرفت و به سهولت آنان را راه مى‏ برد، آن چنان كه نه مركب، زخمى و رنجور شود و نه رونده، خسته و درمانده گردد. على (ع) آنان را به سرچشمه‏اى جوشان، زلال و پر آب فرود مى‏ آورد كه از آب گوارا لبريز بود و تشنگى را بر طرف مى ‏كرد ...

فَجَعَلَ اللَّهُ ... طاعَتَنا نِظاماً لِلْمِلَّةِ وَ امامَتَنا أَماناً لِلْفُرْقَةِ. خداوند اطاعت و پيروى از ما را رشته نظم و وفاق ملت و رهبرى و پيشوايى ما را موجب امان از تفرقه و تشتت قرار داده است.

 

منابع :

1. جهت اطلاع بیشتر ر.ک: دلائل النبوة، ابوبکر احمد بن حسین بیهقی، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ج 2، ص 41 ـ 47؛ بحارالانوار، ج 18، باب 8 از ابواب معجزات پیامبر و باب 1 از ابواب احوال آن حضرت.

2. دلائل النبوة، ج 2، ص43.

3. بحارالانوار، ج 18، ص57؛ دلائل النبوة، ج2، ص 44.

4. برای آشنایی با ویژگیهای حضرت امام علیه السلام از نگاه حضرت زهرا علیهاالسلام ر.ک: خطبه حضرت در جمع زنان مدینه. برای استفاده از متن شرح و تفسیر دو خطبه آن حضرت که یکی را در مسجد مدینه و دیگری در جمع زنان مدینه ایراد فرمود، ر.ک: الاحتجاج، ج1، ص253 ـ 293 و شرح نهج البلاغه، ج16، ص210 به بعد و شرح خطبه حضرت زهرا، سید عزالدین زنجانی در دو جلد و قطره ای از دریا، علی ربانی گلپایگانی.

5. ویژگیها، آثار و برکات رهبری امام علیه السلام را در خطبه حضرت در جمع زنان مدینه ببینید، در ادامه بحث چند مورد در حد اشاره بیان خواهد شد.

6. سيره ابن هشام، ج3، ص 106

7. مغازي واقدي، ج1، ص 290

 8. مغازي واقدي، ج2، ص 830

 9. درآمدي بر سيره فاطمي، علي رفيعي، ص 117

10. الاختصاص، ص 184

 11. دلايل الامامه، 30 و كشف الغمه، 1/479

 

تعداد نظرات : 0 نظر

ارسال نظر

0/700
Change the CAPTCHA code
قوانین ارسال نظر