( 4.4 امتیاز از 37 )

   ریاحین : دشمنان و غاصبان خلافت، به دلایلی اقدام به تحریف تاریخ زندگیِ امّ المؤمنین، حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها نمودند؛ از جمله:

1. انتساب ایشان با حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و همچنین با امیرمؤمنان علی علیه السلام و اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، اولین و مهم ترین علت این امر به حساب می‌آید. زیرا این انتساب، یکی از افتخارات ائمۀ اطهار علیهم السلام و باعث سرافرازیِ ایشان مقابل دشمنانشان بوده؛ به گونه ای که در مفاخره‌های اهل بیت علیهم السلام مقابل دشمنانشان، یکی از موارد افتخار، داشتن مادری مثل حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها بوده،9 اما مقابل آنچه همواره باعث سرافکندگی و مایۀ ننگ دشمنان ایشان بوده، حَسَب و نَسَب پَست آنان و انتساب آنان به مادرانی خلاف کار و ناپاک می‌باشد. به عنوان مثال، «هند»، مادر معاویه از فواحش معروف زمان خود بود، که روابط نامشروع وی با بسیاری از مردان قریشی و غیر قریشی، در تاریخ به ثبت رسیده است!10 ابن ابی الحدید، در «شرح نهج البلاغه» می‌نویسد:

«روزی عمر بن خطاب، در ایام خلافت [غاصبانه اش] وارد مسجد شد و مشاهده کرد که سخن مردم حاضر در مسجد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر سر انتساب آنان به اجداد خویش است. در این میان، برخی نَسَب برخی دیگر را مورد خدشه قرار می‌دادند و آنان را به پدرانی غیر از پدران ادّعایی شان نسبت می‌دادند! عمر بر روی منبر رفت گفت: مبادا عیوب کسی را بیان کنید و ریشۀ اَنساب را جست و جو کنید که اگر من امروز بگویم، کسی از درِ این مسجد خارج نشود، مگر حلال زاده، هیچ کس از درِ این مسجد خارج نخواهد شد. ناگهان! فردی از «قریش» برخاست و گفت: اما ای عمر! من و تو استثنا هستیم. هنوز حرف او تمام نشده بود که عمر به او گفت: بنشین! ای قین بن قین که دروغ گفتی! عمر بعد از آن، صحبت بر سر این گونه مسائل را ممنوع اعلام کرد.»11

با توجه به این حقیقت، روشن است که چرا منافقین وجود مادری، مانند حضرت خدیجه سلام الله علیها را برای اهل بیت علیهم السلام خوش ‌نمی‌داشتند.

2. علت دوم این امر به ورود زنانی، مانند عایشه و حفصه به خانۀ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مربوط می‌شود؛ زیرا آنان به این امید پا به خانۀ آن حضرت گذارده بودند که از ایشان، صاحب اولاد شوند و به واسطۀ این فرزندان، بعد از درگذشت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، وارث مقام خلافت و جانشینی شوند، اما خداوند با عقیم قرار دادن آنان، تمامیِ نقشه‌هایشان را نقش بر آب نمود و سعی شان را باطل کرد. به همین خاطر است که وقتی از امام صادق علیه السلام، در مورد علت باقی نماندن نسل پسری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پرسیدند؟ آن حضرت، علت این امر را آماده بودن زمینۀ جانشینی و خلافت برای امیرمؤمنان علی علیه السلام بیان نمودند.12 ولی خداوند عوض فرزند پسر، کوثر، یعنی حضرت زهرا سلام الله علیها را به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عنایت کرد، که نسل ایشان از آن طریق، امتداد یابد. این کوثر، فرزند حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها می‌باشد و این مسئله، برای دشمنان و منافقان قابل تحمل نبود!

3. سومین علت تحریف زندگیِ حضرت خدیجه سلام الله علیها، ریشه در محبت بی‌حدّ و حصر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به ایشان دارد؛ محبتی که عرصه را حتی سال‌ها بعد از وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها بر زنان حسودی، مانند عایشه و حفصه تنگ کرده بود، به حدّی که از قول عایشه نقل شده:

«بر هیچ کدام از همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله، به اندازه حضرت خدیجه سلام الله علیها حسادت نبردم، با این که هرگز او را ندیده ام.»13

حال اگر آن محبت بی‌اندازه را در کنار این حسادت بی‌حدّ و حصر گذاریم، سومین علت تحریف واضح می‌شود. علاوه بر این که فراموش شدن نام و یاد حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها به هر طریق ممکن، امکان یکّه تازی آنان در مقام «امّ المؤمنین» را بیشتر فراهم می‌ساخت و در سایه فقدان ذکر و یاد آن بانوی بزرگوار در بین مسلمین، زمینه رشد بهتری برایشان فراهم می‌آمد تا بدین وسیله راحت تر بتوانند، دین خدا را به نفع غاصبان خلافت تأویل و تفسیر نمایند و با سوء استفاده از عنوان «امّ المؤمنین»، حجابی سترگ میان اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و مردم ایجاد کنند و مانع دسترسی مردم به ایشان گردند.

4. علت چهارم تحریف زندگی حضرت خدیجه سلام الله علیها را می‌توان در این یافت که اگر مسلمانان به حقایق زندگیِ سراسر نور و برکت آن حضرت دست می‌یافتند، شأنیت حقیقی همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله برای آنان روشن و آشکار می‌گردید و دیگر برای امثال عایشه با آن همه فجایعی که خود اهل سنت برای او نقل کرده اند؛ اعتبار و ارزشی قایل نبودند.

این چهار علت از مهم ترین علل دستبرد منافقین در تاریخ زندگی حضرت خدیجه سلام الله علیها می‌باشد. زیرا درست تمامیِ انتظاراتی که آنان از ورود عایشه و حفصه به خانۀ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله داشتند، یعنی جلب علاقه پیامبر صلی الله علیه و آله به آنان و همچنین ادامۀ نسل ایشان از طریق آنان تا بدین وسیله به اهداف شوم خود برسند، نه تنها برآورده نشد، بلکه در عین ناکامی، آن را در شخصیتی، همچون حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها جلوه گر یافتند؛ خدیجه ای که نه تنها همسری فداکار برای پیامبر صلی الله علیه و آله و همچنین مادری پُرافتخار برای اهل بیت آن حضرت است، بلکه از نظر معنوی، به حدی ممتاز است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، وی را یکی از چهار زن برگزیده در بهشت معرفی نمودند.14

این مقامی ست که تنها همسر پیامبر بودن، تضمین کنندۀ آن ‌نمی‌باشد، بلکه نشان از قابلیت و لیاقت خود ایشان برای احراز آن دارد. مهم ترین دلیل ما بر اثبات این مطلب، کتاب خدا می‌باشد که در آن، همسر حضرت لوط و همسر حضرت نوح علیه السلام، از «غابرین و خیانتکاران» به حساب آمده اند،15 اما حضرت آسیه سلام الله علیها، زن فرعون، از صالحین خوانده می‌شود. با این حساب، مقام دست نیافتنی حضرت خدیجه سلام الله علیها، فقط به واسطۀ همسری با نبی اکرم اسلام صلی الله علیه و آله به دست نیامد که دیگر زنان هم بتوانند به این طریق خود را نزد عوام، قرین ایشان قلمداد کنند.

بنابراین، غاصبان خلافت وقتی فهمیدند که مثل خدیجه شدن برای دیگر همسران پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله محال است، می‌کوشیدند مقام و منزلت حضرت خدیجۀ کبری سلام الله علیها را در نظر مردم، آن قدر پایین بیاورند که دیگر جایگاهی برای ایشان نزد مردم باقی نماند! در مقابل، آن قدر برای عایشه و حفصه فضیلت و منقبت بتراشند تا بدین وسیله، در قلوب مردم جایی برای آنان بگشایند با این پشتوانه، به اهداف خود رسند!

البته این اولین بار نبود که برای وصول به اهداف خود، دست به چنین نقشه‌های شومی می‌زدند، بلکه قبل از آن هم، برای توجیه عملکرد خود در عرصۀ خلافت و پرده پوشیِ اشتباهات فاحش خود ـ که ناشی از جهل آنان به مسائل ابتدایی دین بود ـ دست به تخریب شخصیت نبی اکرم اسلام صلی الله علیه و آله زده و آن حضرت را نزد عموم مردم تا حدّ یک انسان معمولی که ـ نعوذ بالله ـ دارای اشتباهاتی فاحش و امیالی فاسد می‌باشد، تنزّل دادند.

آری! منافقان و دشمنان، در رویارویی با زندگیِ پُر افتخار حضرت خدیجه سلام الله علیها، چاره ای جز تخریب شخصیت ایشان ندیدند و در این راستا، اقداماتی چند انجام دادند:

اقدامات منافقان برای تحریف تاریخ زندگیِ حضرت خدیجه سلام الله علیها

1. تا آن جا که توانستند، برای عایشه و حفصه فضیلت منقبت جعل کردند، تا برای آنان مجال خودنمایی در بین عوام مردم را درست کنند؛ به عنوان مثال: روایتی مانند روایت چهار زن برگزیدۀ بهشتی ـ که قبل از این به آن اشاره کردیم ـ را جعل کرده و در آن، به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله، عایشه را افضل زنان عالم معرفی کردند!16 حال آنکه آنان از فهم این مطلب، غافل بودند که حبّ و بغض یا تعریف و تقبیح پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمۀ اطهار علیهم السلام، مانند بسیاری از افراد بشر، برگرفته از امیال مادی و غرایز بشری ‌نمی‌باشد؛ بلکه این تعریفات و ابراز محبت‌ها و یا تقبیحات و اظهار ناخشنودی‌ها، تنها و تنها با یک معیار انجام شده آن معیار، تقواست. زیرا به واسطۀ آیۀ کریمه: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ»،17 معیار محبت و کرامت نزد خداوند، فقط تقوا می باشد و با توجه به آیه: «وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْی يوحَى»،18می‌بایست اذعان نمود که تمامی فرمایشات و گفتار صادره از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، فقط به اذن حق تعالی و مطابق با خواست او بیان شده، پس با کنار هم قرار دادن دو مقدمه فوق، بسیار واضح است که امکان ندارد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، معیاری جز تقوا را در تأیید یا ردّ افراد داشته باشند.

اکنون قضاوت در این مورد بسیار آسان است که آیا عایشه ای که به تصریح اکثر علمای اهل سنّت، بارها اسباب اذیت و آزار پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را فراهم کرد! عایشه ای که بعد از شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، نه تنها سفارشات آن حضرت را در مورد مودّت نسبت به ذوی القربی رعایت نکرد، بلکه به جنگ با امیرمؤمنان علی علیه السلام برخاست! عایشه ای که بعد از شهادت سبط اکبر پیامبر صلی الله علیه و آله (امام حسن مجتبی علیه السلام)، سوار بر قاطر شد و آمد و دستور تیرباران پیکر مطهر آن حضرت را داد! آیا با این همه جنایات دارای معیار تقوا بوده است؟ و آیا هیچ انسان صاحب عقل و خِردی باور می‌کند، پیامبری که علم به گذشته و آینده دارد و همان گونه که ما اطلاع از گذشته داریم، او نیز از آینده مطلع است؛ عایشه را سیّدۀ زنان عالم معرفی و از او به عنوان یکی از چهار زن بهشتی یاد نموده باشد؟!

2. در چینش زندگیِ حضرت خدیجه سلام الله علیها دست بردند و آن را به نحو دلخواه خود عوض کردند و آن گونه که مطابق مصالحشان بود، ایشان را به مسلمین معرفی کردند.

3. تا آن جا که توانستند فضایل و مناقب ایشان را حذف نمودند یا به دیگران نسبت دادند تا از فروغ جَلَوات ایشان نزد عامه مردم بکاهند و مردم را به طرف دیگران متمایل سازند.

این سه مورد از مهم ترین اقدامات منافقین در مسیر تحریف تاریخ زندگی حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها می‌باشد. نتیجۀ این اقدامات، ورود تحریفات عدیده در تاریخ زندگیِ آن بزرگوار می‌باشد. لازم است به این نکته نیز اذعان نمود که این اقدامات، نتایج بسیار زیادی در تاریخ صدر اسلام بر جای گذارد.

زیرا قدرت خلافت و سیطره بر تمامی ارکان حکومتی از یک طرف و ممنوعیت نشر و نقل و کتابت روایات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از طرف دیگر، راه جعل و تحریف را در تمامیِ امور مربوط به دین باز کرده بود؛ به صورتی که کافی بود فرعی از فروع دین و یا جزئی از اجزاء اعتقادات اسلامی، کوچک ترین ضرری برای دستگاه حکومتیِ خلفا و همچنین تابع آنان داشته باشد تا آن را به کلی حذف نموده ویا چنان دستکاری کنند که دیگر کاراییِ خود را از دست دهد. این روند، چنان به شدّت دنبال شد که حتی عبدالله بن عمر هم به این مسئله اقرار نموده است که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله، نماز هم از خطر تحریف مصون نماند!19

در یک چنین شرایطی، منافقین دست به تحریف در تاریخ زندگی حضرت خدیجه سلام الله علیها زدند! به وضوح روشن است که اقدامات آنان در این شرایط، چه نتایج مُخرّبی می‌توانست به دنبال داشته باشد! آنان با این اقدامات، موفّق شدند در اذهان جمیع مسلمین و در تمامیِ اعصار این چنین وانمود کنند که:

اول اینکه: حضرت خدیجه سلام الله علیها، محبوب ترین همسران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نبوده؛ زیرا او بیوه و عجوزه ای از عجایز «قریش» بوده و تفاوت سنی زیادی با رسول خدا صلی الله علیه و آله داشته20 و توجه پیامبر صلی الله علیه و آله، بیشتر معطوف عایشۀ جوان بوده و او را در خاطر خود عزیز می‌داشته است!

دوم اینکه: حضرت خدیجه سلام الله علیها، در سن چهل سالگی و در حالی که در گذشته دو مرتبه با دو کافر ازدواج نموده بود، به نکاح پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درآمده است!21

سوم اینکه: پشتوانه مالیِ اسلام در سیزده سال حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله در «مکه»، ثروت ابوبکر ـ که پدر عایشه هم می‌باشد ـ بوده است22 و ثروت اُمّ المؤمنین حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها، در راه پیشبرد اهداف دین تأثیر نداشت و یا در مقابل آن به حساب ‌نمی‌آید!23

آنان با نشر این اکاذیب و رسوخ دادن آن به درون تاریخ، سعی در مخدوش کردن چهرۀ حضرت خدیجه سلام الله علیها داشتند! به گونه ای ماهرانه این کار را انجام دادند که در مرحلۀ نخست، هر شخصی سر تسلیم مقابل آن فرود می‌آورد، اما غافل از این مسئله بودند که بعضی از این تحریفات، با مسلّمات اعتقادی مغایرت دارد و پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام به علت اتّصال به ائمۀ اطهار علیهم السلام، از چنان استغنای اعتقادی برخوردارند که اگر هزار دلیل تاریخی خلاف اعتقادات آنان وجود داشته باشد، کنار زدن آن را آسان و سهل می‌بینند! پس در نظر آنان، این گونه ‌نمی‌باشد که تنها ورود یک مطلب در تاریخ، دلالت بر حقیقت آن مطلب نیز داشته باشد، بلکه پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام، در مرز تعالیم آن بزرگواران حرکت می‌کنند و هر چه با آن موافق بود، می‌پذیرند و هر چه مخالف بود، ردّ می‌نمایند.

 

پی نوشت :

9ـ امام سجاد علیه السلام فرمود: ... «انا ابن خدیجة الکبری». (بحارالأنوار، محمدباقر مجلسی، ج 45، ص 174؛ المناقب لآل ابی طالب علیهم السلام، مشیر الدین ابوعبدالله ابن شهر آشوب، ج 4، ص 168).

10ـ بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، ج 28، ص 202، و ج 29، ص 124.

11ـ شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید، ج 11، ص 67.

12ـ «عبدالله بن سنان» نقل کرده است که از امام صادق علیه السلام پرسیدم:

«به چه علتی برای رسول خدا ص پسری باقی نماند؟ و حضرت در جواب فرمود: به آن علت که خداوند محمد صلی الله علیه و آله را نبی، و علی علیه السلام را وصی خلق کرد. در این صورت اگر پسری برای رسول خدا صلی الله علیه و آله بعد از ایشان باقی می‌ماند، آن پسر اولویت داشت به رسول خدا صلی الله علیه و آله از امیرمؤمنان علی علیه السلام. پس در این صورت وصایت آن حضرت ثابت ‌نمی‌شد».

(بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج 22، ص 152، روایت 6).

13ـ أسد الغابة فی معرفة الصحابة، ابن اثیر، ج 6، ص 84؛ بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، ج 16، ص 8؛ کشف الغمّة فی معرفة الأئمّة علیهم السلام، علی بن عیسی اربلی، ج 1، ص 508؛ قاموس الرّجال، محمدتقی شوشتری، ج 12، ص 248؛ صحیح بخاری، ابو عبدالله محمد بن اسماعیل بخاری، ج 6، ص 158 و ج 7، ص 76، و ج 8، ص 195؛ الإصابة فی تمییز الصحابة، ابن حجر عسقلانی، ج 8، ص 103.

14ـ بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج 16، ص 2 و 7؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 10، ص 266؛ الجامع لأحکام القرآن، محمد بن احمد القرطبی، ج 4، ص 83؛ مناقب آل ابی طالب علیهم السلام، مشیر الدین ابو عبدالله بن شهر آشوب، ج 3، ص 322؛ الإستیعاب فی معرفة الأصحاب، ابن عبد البرّ، ج 2، ص 720؛ تفسیر روح المعانی، ابوالفضل شهاب الدین محمود آلوسی، ج 3، ص 155؛ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی علیهم السلام، محبّ الدین طبری، ص 44؛ تفسیر درّ المنثور، جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر السّیوطی، ذیل آیه 42 سوره آل عمران؛ عمدة بن بطریق، ص 204.

15ـ عنکبوت، 32 ـ 33؛ تحریم، 10؛ أعراف، 83؛ حجر، 60؛ نمل، 57.

16ـ کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، متقی هندی، ج 12، ص 144.

17ـ حجرات، 13.

18ـ نجم، 3 ـ 4.

19ـ متشابه القرآن، ج 2، ص 168.

20ـ برای آشنایی بیشتر با «سن حضرت خدیجه سلام الله علیها به هنگام ازدواج با پیامبر کرم صلی الله علیه و آله» به صفحه 62ـ 68 کتاب خصائص ام المؤمنین خدیجة الکبری مراجعه شود.

21ـ حضرت خدیجه سلام الله علیها به غیر از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، با فرد دیگری ازدواج نکرد. برای آشنایی بیشتر، به صفحه 68 ـ 92 کتاب خصائص ام المؤمنین خدیجة الکبری مراجعه شود.

22ـ ثابت شده است که ابوبکر ثروتی نداشت که در راه خدا خرج کند و این، از جمله موارد تحریفی‌ست که دشمنان در تاریخ زندگی حضرت خدیجه سلام الله علیها نموده‌اند.

23ـ اسلام با ثروت حضرت خدیجه سلام الله علیها و شمشیر و مجاهدت‌های امام امیرالمؤمنین علی علیه السلام پیشرفت کرد. برای آشنایی بیشتر، به ویژگی 125 در کتاب خصائص ام المؤمنین خدیجة الکبری مراجعه شود.

 

 

 

منبع: کتاب خصائص ام المومنین خدیجة الکبری

تالیف : حجت الاسلام والمسلمین حسین تهرانی

تعداد نظرات : 0 نظر

ارسال نظر

0/700
Change the CAPTCHA code
قوانین ارسال نظر