( 4.2 امتیاز از 31 )

ریاحین : فقط و فقط یک خانم می‏تواند از خانه طوری بیرون بیاید و طوری برگردد که نه خودش گناه کند و نه زمینۀ گناه را فراهم کند...

 

 

یکی از تعبیراتی که دربارۀ دنیا در روایات آمده است، این تعبیر از رسول خدا صلی الله علیه و آله است که فرمود: «اِعْلَمُوا أَنَّ الدُّنْیَا بَحْرٌ عَمِیقٌ قَدْ غَرِقَ فِیهَا خَلْقٌ کَثِیرٌ»؛۱ مردم بدانید، دنیا دریای بسیار عمیقی است ـ به تعبیر ما اقیانوسی است ـ که خیلی‏ها در این دریا غرق شدند. در این دریا، سفینه لازم است. در این دریا یک وسیلۀ نجات لازم است. هر کسی خودش را در این دریا بیندازد و به جایی متکی نباشد و از وسیله‏ای استفاده نکند، غرق شدن، هلاک شدن و بدبخت شدن او حتمی است. طبق این نقل، رسول خدا فرموده: کشتی‏ای که در این دریا می‏تواند همه را نجات بدهد، آل محمد هستند. فرموده:

«اِعْلَمُوا أَنَّ الدُّنْیَا بَحْرٌ عَمِیقٌ قَدْ غَرِقَ فِیهَا خَلْقٌ کَثِیرٌ وَ أَنَّ سَفِینَةَ نَجَاتِهَا آلُ مُحَمَّدٍ».

در آن روایت معروف هم هست که رسول خدا فرموده: «مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُم کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ وَ مَنْ تَرَکَهَا غَرِقَ»؛۲ مثل اهل بیت من، مثل کشتی نوح است که هر کسی از این کشتی استفاده کند، نجات پیدا می‏کند و هر کسی به این کشتی بی‏اعتنا باشد، غرق می‏شود. این تعبیر که اهل بیت کشتی نجات هستند، بسیار وارد شده است، در صلوات ماه شعبان هم هست، جاهای دیگر هم هست، مطلب قابل تردیدی نیست.

یک جمله‏ای هم در همین باره از امام کاظم علیه السلام برایتان نقل می‏کنم که شبیه این روایت است که از رسول خدا برایتان نقل کردم. امام کاظم فرمود: «إِنَّ الدُّنْیَا بَحْرٌ عَمِیقٌ»،۳ پیغمبر هم همین را فرمود: «إِنَّ الدُّنْیَا بَحْرٌ عَمِیقٌ»، آن ‏جا پیغمبر فرمود: «قَدْ غَرِقَ فِیهَا خَلْقٌ کَثِیرٌ»، این ‏جا طبق نقل، امام کاظم فرموده: «قَدْ غَرِقَ فِیهَا عَالَمٌ کَثِیرٌ»؛ جمعیت زیادی در آن غرق شدند، هلاک شدند، بدبخت شدند. آن‏ جا رسول خدا فرمود: کشتی نجات شما اهل بیت است، این‏ جا امام کاظم فرموده: «فَلْتَکُنْ سَفِینَتُکَ فِیهَا تَقْوَى اللّهِ»؛ کشتی نجات از این دریا تقواست.

آیا نباید بگوییم بین این دو ربط است؛ بین تمسّک به اهل بیت و تقوا ارتباط است. اگر امام کاظم می‏گوید: کشتی نجات شما تقواست و رسول خدا می‏گوید: کشتی شما اهل بیت من است؛ یعنی تمسّک به اهل بیت با تقوا لازم و ملزوم‏‏اند.

این اشتباه است که کسی خودش را فریب بدهد، بگوید: من متمسّک به اهل بیت هستم، ولی گناه می‏کنم، کار خلاف انجام می‏دهم. درست است کشتی نجات ما اهل بیت هستند، ولی باید بدانیم که کشتی نجات تمسّک به فاطمۀ زهرا و تقواست، نمی‏شود این‏ها را از هم جدا کرد. امام کاظم فرموده:

«فَلْتَکُنْ سَفِینَتُکَ فِیهَا تَقْوَى اللَّهِ»،

آن خواهری که می‏خواهد به ‏عنوان تمسّک به اهل بیت و تمسّک به فاطمۀ زهرا اهل نجات باشد که ان‏شاءاللّٰه هست، باید راه فاطمۀ زهرا را پیش بگیرد، باید اهل تقوا باشد، باید گناه را کنار بگذارد، باید عفت خودش را حفظ کند، حجاب خودش را حفظ کند، به فکر تربیت فرزندانش باشد، در خانه برنامه‏اش برنامه‏ای باشد که به دین بچه‏هایش کمک بشود، به دین شوهرش کمک بشود، و همین ‏طور آقایان.

این اشتباه است که این دو تا را از هم جدا بکنیم؛ تقوا را از محبت اهل بیت و تمسّک به اهل بیت جدا کنیم، این یک اشتباهی است که گاهی شیطان هم به آن دامن می‏زند. با این ‏که کشتی نجات اهل بیت هستند، کشتی نجات تقواست؛ یعنی ما باید هم تمسّک به اهل بیت داشته باشیم، هم به تقوا. نمی‏شود یک خواهری در ایام شهادت فاطمۀ زهرا به فاطمۀ زهرا اظهار علاقه کند، اظهار ادب کند، ولی مسیرش با مسیر فاطمۀ زهرا تفاوت داشته باشد، فاطمۀ زهرا از آن طرف می‏رود، این از این طرف می‏رود، او هر چه می‏تواند، کوشش می‏کند که عفت و حجاب حفظ شود، ولی این....

چه کسی است که نداند یا نفهمد که بسیاری از این خانم‏ها یا دختر خانم‏ها که از خانه بیرون می‏آیند و در خیابان قدم می‏زنند، هیچ کاری ندارند، جز این‏ که برای دیگران زمینۀ گناه فراهم کنند. وقتی می‏گوییم این‏ها نباید از خانه بیرون بیایند، می‏گویند فاطمۀ زهرا سلام الله علیها می‏آمد بیرون! این چه حرفی است که شما می‏زنید، فاطمۀ زهرا آمد در مسجد، دین خدا را یاری کند، اما تو از خانه می‏روی بیرون، به دین خدا لطمه می‏زنی، این چه مقایسه‏ای است؟

فاطمۀ زهرا از خانه آمد بیرون، برای حمایت از امامت، برای حمایت از دین خدا، برای حمایت از این ‏که دین خدا گرفتار انحراف نشود، تو می‏آیی خیابان، هم خودت گناه می‏کنی، هم دیگران را به گناه می‏اندازی. وقتی هم اعتراض می‏کنیم، یک نا‏آگاهی، یک نادانی در بعضی از رسانه‏ها، در بعضی از تریبون‏ها می‏گوید: آقا این چه حرفی است، مدام می‏گویید نیایید بیرون، نیایید بیرون، پس چرا فاطمۀ زهرا می‏آمد؟

می‏گوییم خواهر عزیز! دختر خانم! شما که در مغازه می‏روید، با این جوان صحبت می‏کنید، با آن جوان صحبت می‏کنید، چه بخواهی چیزی بخری، چه نخواهی چیزی بخری، چه کاری داشته باشی، چه کاری نداشته باشی، هم خودت داری گناه می‏کنی، هم دیگران را به گناه می‏اندازی. می‏گوید پس چرا زینب کبری آمد حرف زد؟ چه را با چه قیاس می‏کنی؟ زینب کبری سلام الله علیها برای چه حرف زد؟ او چه کار می‏خواست بکند، شما چه کار داری می‏کنی؟ این مقایسه، فریب شیطان خوردن است، فریب نفس امّاره خوردن است.

متأسفانه بعضی‏ها هم که این ‏جا و آن‏ جا صحبت می‏کنند، مصالح را در نظر نمی‏گیرند که چه دارند می‏گویند، کلیاتی بیان می‏کنند و وقتی در خارج پیاده می‏شود، می‏بینند جز فساد هیچ چیز ندارد. می‏آید در یک رسانه‏ای صحبت می‏کند بله اسلام با بیرون آمدن زن از خانه مخالف نیست، اسلام با این‏ که زن کار بکند، مخالف نیست، اسلام با این ‏که زن در جامعه وظایف خودش را انجام بدهد، مخالف نیست. یک چیزهایی می‏گوید، ولی وقتی پیاده می‏شود، چه می‏شود؟ در خیابان چه خبر است؟ در خیابان‏های بعضی شهر‏ها چه خبر است؟ در خیابان‏های تهران چه خبر است؟ این نتیجۀ همان حرف‏هاست.

تقوا لازم است. هم برای گوینده تقوا لازم است، هم برای نویسنده. همه باید کمک کنند که در جامعه تقوا و خداترسی زیاد بشود، نه این‏که دست به دست هم بدهند، دانسته و ندانسته، روز به روز به گناه دامن بزنند. من مکرر در مکرر به ‏عنوان اتمام حجّت عرض کردم که اسلام فقط و فقط به بیرون آمدن زن از خانه اجازه می‏دهد که کارش را انجام بدهد و برگردد، طوری که نه خودش به گناه آلوده بشود، نه زمینۀ گناه برای کسی فراهم بکند. غیر از این را اسلام جایز نمی‏داند.

این فقه ماست، این کتاب‏های فقهی ماست، این گفتار علمای ماست، فقط و فقط یک خانم می‏تواند از خانه طوری بیرون بیاید و طوری برگردد که نه خودش گناه کند و نه زمینۀ گناه را فراهم کند؛ نه این ‏که وقتی سوار ماشین می‏شود، همان داخل ماشین سه، چهار نفر را به گناه می‏اندازد، بعد هم می‏گوید کار داشتم، رفتم و برگشتم. خوب هم خودت گناه کردی، هم دیگران را به گناه انداختی.

ما از مادر‏ها، از خانواده‏ها و از کسانی که این حرف‏ها را متوجه هستند، انتظار داریم که قدری توجه داشته باشند، قدری نصیحت کنند. خود دختر خانم‏هایی که قدری توجه دارند، خودشان به دوستانشان نصیحت کنند، سفارش کنند که این راهی که تو پیش گرفته‏ای، جز فساد چیز دیگری ندارد، جز این‏ که خودت را به بدبختی بیندازی، چیزی ندارد.

می‏خواستم همین جمله را عرض کنم که این دو تا روایت کنار هم است، ما همه‏مان بزرگ، کوچک، زن، مرد، عالم، غیر عالم باید توجه داشته باشیم که «الدُّنْیَا بَحْرٌ عَمِیقٌ...»؛ دنیا دریای عمیقی است که هر کسی سراغ کشتی نجات نرود، غرق می‏شود. کشتی نجات، هم اهل بیت هستند و هم تقوا. این‏ها از هم جدا نمی‏شوند، نمی‏شود کسی بگوید من این یکی را دارم، آن را ندارم، بگوید من تقوا دارم، به اهل بیت چکار دارم، من اهل بیت دارم، به تقوا چه کاری دارم. این با منطق خود اهل بیت نمی‏سازد. منطق خودشان این است که هر کس ما را دوست دارد، نشانه‏اش اطاعت از ماست.

تَعْصِی إلالَهَ وَ أَنْتَ تُظْهِرُ حُبَّهُ                                      هَذَا لَعَمْرُکَ فِی الْفعَالِ بَدِیعٌ۴

از امام صادق نقل می‏شود ـ اگر هم از امام نقل نشده باشد، مضمون درستی است ـ می‏گوید: تو خدا را معصیت می‏کنی، تو امام را معصیت می‏کنی، بگوییم «تَعْصِـی الإمامَ»، تو با امیر‏مؤمنان مخالفت می‏کنی، تو با فاطمۀ زهرا مخالفت می‏کنی «وَ أَنْتَ تُظْهِرُ حُبَّهُ»؛ می‏گویی دوستش دارم؟ این خیلی عجیب است. «لَوْ کَانَ حُبُّکَ صَادِقاً لاَطَعْتَهُ»؛ اگر این محبت واقعیت داشت، از او اطاعت می‏کردی. إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ یُحِبُّ مُطِیعٌ‏؛ دوست از آن که را دوست دارد اطاعت می‏کند.

سینه‏ای کز معرفت گنجینۀ اسرار بود
و مجمعی حطب علی البیت الذی
والهاجمین علی البتول ببیتها
 

 

کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود
لم یجتمع لولاه شمل الدین
والمسقطین لها اعزّجنی
 

 

 

 

پی نوشت:

۱. همان، ج ‏17، ص 242.

۲.  إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج ‏5، ص 86؛ غایة المرام؛ ج ‏3، ص 24.

۳.  بحار الأنوار، ج‏ 1، ص 136.

۴. بحار الأنوار؛ ج ‏47، ص 24.

 

 

منبع:

کتاب گفتارهای فاطمی – سخنرانی هشتم

تعداد نظرات : 0 نظر

ارسال نظر

0/700
Change the CAPTCHA code
قوانین ارسال نظر